آنان که امامت را در خانه ی فاطمه تاب نیاوردند و با آتشی و ریسمانی، اسلام را
دست بستند؛ و در کربلا به سنگ و نیزه و شمشیر، کشتی نجات امت را به در یا ی خون
کشاندند؛ همان نابخردانند که اکنون دل های سیاهشان، حرم منوّر عسکریین را نشانه می رود
تا امامتی را که در عاشورا نادانسته در دل های شیعیان تثبیت کردند، زخمی دوباره زنند.
به راستی که امامت کالایی نیست که هر رهگذری را توان بهره از آن باشد.
ویرانه های خانه ی مولا، اندوه هر روزمان باید باشد پس چه گونه است که خانه ی او ویران است
و ما به آسایش سر بر بالین می نهیم؟ با هر توانی، امام زمانمان را یاری کنیم؛
اینک اوست که ندای " هل من ناصر"ش بلند است!
دوستانش بی وفا و دشمنانش پرفریب
با کدامین سر کند؟ مشکل دو تا دارد حبیب
اللّهم عجّل فرج مولانا صاحب العصر و الزّمان.

