تبليغاتX
باغ صد خاطره
بسم الله الرحمن الرحیم

در لینک هایی که دیروز توسط دوستان برایم فرستاده شد، عكس هايي بود كه خيلي برايم

جالب بود.

بهتر ديدم اين عكس ها را در وبلاگ خودمان قرار دهم تا دوستان بيشتري توان استفاده از آن را

داشته باشند.

ظاهرا اين عكس ها تابلوهاي تبليغاتي شهر مصر را نشان مي دهند. به راستي اگر دغدغه ي حجاب

داريم و آن را خوب شناخته ايم، چرا از اين دست كارهاي خوب استفاده نكنيم به جاي برخي كارهاي

زننده كه افراد را براي هميشه از هر نوع حجابي بيزار مي كند؟

 هر كاري راهي دارد،‌ بينديشيم.

چه خوب و راحت مي شه مگسا رو دور كرد!

"تو نمي توني مانع اونا بشي اما مي توني خودت رو از حمله ي اونا در امان بداري!

اون كه تو رو آفريده،‌ مصلحتت رو بهتر مي دونسته."

 

چه قدر اون آرامش سبز رو دوست دارم

"خوبه که حجاب تو رو حفظ کنه یا بعضی با نگاهشون بهت لطمه بزنن؟

خداوند توبه و بازگشت شما رو می خواد و اونایی که تابع شهوتشون هستن،

 انحراف بزرگي رو طلب كردن."

 

+ گل نگاشت توسط mlz در پنجشنبه 21 شهریور1387 و ساعت 17:16 |
باز هم آمد.

هنوز آماده نبودم‌، اما خوب شد منتظر آماده شدن من نماند چون معلوم نبود كه كي آماده خواهم شد؛‌

بماند كه اگر به خودم رهايم كنند،‌ اصلا توان آماده شدن را ندارم.

او منتظر من و تو نمي ماند كه ببيند خود را آماده كرده ايم يا نه،‌ وقتش كه بشود مي آيد.

با تمام قدرت،‌ با تمام بزرگي ...

وقتي كه آمد، مجبوري دست و پايت را جمع كني و خودت را هر جور شده سر و سامان بدهي.

با هر ميزان آمادگي، راه بيفتي و همراهش بروي.

اما انصافا او هم در همراهي و كمك چيزي كم نمي گذارد. كم كه هيچ،‌ اغلب آن چنان مي بخشد و

بزرگواري مي كند كه خجالت زده مي شويم.

 

  "رمضان" با تمام  عظمتش از راه رسيد و همه ي مومنان را با خود همراه كرد. خوشا به حال آنان كه

 مهيايش بودند اما كفران است اگر اكنون با هر حالي كه هستيم، در نيابيمش.

در ميان اين درياي زلال كه تنها تماشاي عظمت و وسعت بي كران آبي اش، چنان چشم نواز است كه 

جان را به تمامي لبريز از شادي و سرور مي كند،‌ حيف است اگر بدون برچيدن مرواريدهاي رخشانش، از

آن بگذريم.

دريابيمش كه هنوز مهياي وداع نشده،‌ از نزدمان خواهد رفت؛ همان طور كه آمده بود.

باز هم خواهد رفت !

 

+ گل نگاشت توسط mlz در پنجشنبه 14 شهریور1387 و ساعت 22:39 |

 

مهربانا!

روزي به اميد آن كه مي آيي و دردهايم را كم مي كني، ‌دعايت مي كردم،

روزي به آرزوي آن كه مي آيي و ستم ها را مي زدايي،‌ صدايت مي زدم،

روزي به چشمداشت پاداش ذره اي خير و نيكي هايم،  انتظار دوران ظهورت را مي كشيدم،

روزي دل مي بستم كه مرا هم به خاطر خوبان ديگر نگاهي مي كني و به دعا مي نشستم كه اشك هاي دلپاكان پيرامونم را پاسخ دهي؛

اما نمي دانم در اين سال ها با دلم چه كرده اي كه اكنون _اغلب_ تو را مي خوانم و مي خواهم و به دعايت مي نشينم

 كه بيايي  تا خود از اين زندان نجات يابي

‌ بيايي تا كمتر خون به دل شوي

‌بيايي تا به انتظارت پايان داده شود اي منتظر منتظَر!

سخت است برايم مولا جان كه ديگران را ببينم كه دم از اسلام مي زنند و تو را كه اسلام كاملي نبينم.

سخت است برايم مولا جان كه به اندوهت بينديشم و در انديشه ي خوفناك آمدن بلاها به سويت باشم و

كاري از دستم برنيايد.

مي دانم كه وظايفي دارم

مي دانم كه در،گاه غيبتت چه بايد كرد

مي دانم كه از پس همان هم برنيامده ام

اما

آقاي من!

تصور اندوه تو، ‌مرا مي آزارد

انديشه ي غباري بر خاطرت حتي، ‌اندوهناكم مي سازد

نمي توانم غصه ات را تحمل كنم

و اينك مدت هاست كه يقين دارم تو هر روز  و هر روز خون به دل تر و اندوهناك تر مي شوي.

آه

كه در نيامدنت چه حكمت ها نهفته است

و روز آمدنت چه شيرين است.

مدت هاست به تو مي انديشم

به تو

كه اين همه سال را چه گونه صبوري كرده اي

و اين همه درد را چه طور تاب آورده اي؟!!!

مي انديشم كه چه شيرين است كه امرت اصلاح شود و قلبت به م‍‍ژده ي ظهور، روشن.

 

مدت هاست كه سعي مي كنم تو را براي " تو" بخواهم

                                                        اي بهترين خواستني ها.

                                                    

                                               مي خوانمت

 

اَلَّلهُمَّ أَصْلِحْ عَبْدَکَ وَ خَلیفَتَکْ بِما أَصْلَحْتَ بِهِ أَنْبِیاءَکَ وَ رُسُلَکْ،

وَ حُفَّهُ بِمَلائِکَتِکْ، وَ أیِّدْهُ بِروحِ الْقُدْسِ مِنْ عِنْدِکْ وَ اسْلُکْهُ مِنْ بَیْنَ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً

یَحْفَظُونَهُ مِنْ کُلِّ سُوءٍ، وَ أبْدِلْهُ مِن بَعْدِ خَوفِهِ أمْناً

 یَعْبُدُکَ لا یُشْرِکُ بِکَ شَیْئاً، وَ لا تَجْعَلْ لِاحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ عَلی وَلِیِّکَ سُلْطاناً

 وَ اْذَنْ لَهُ فِی جَهادِ عَدُوِّکَ وَ عَدُوِّهْ، وَ اجْعَلْنِی مِنْ أنْصارِهْ اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَی‏ءٍ قَدیر.

 

شعبان ۱۴۲۹

 

+ گل نگاشت توسط mlz در یکشنبه 3 شهریور1387 و ساعت 12:56 |